Eight hours later

Eight hours later

سلامی بر همگی:)
من Enter هستم:)
به وبلاگ من خوش اومدین!
به طور دقیق نمیدونم مطلبای اینجا چه موضوع خاصی داره
فقط میتونم بگم خودتون بخونینش دیگه:/
قربون شما:)))))

بایگانی
آخرین نظرات
از ترسم متنفر بودم
اره
من یه دخترم که ترسوعه
ولی اشتباه نکنید
من از تنهایی و تاریکی نمیترسم
ترسم نشأت گرفته از ادما!
از تک تک ادما میترسم،از نگاهاشون،از حرفاشون،از رفتاراشون
من از ادما تو ذهن کوچیکم یه غول ساختم
غولی که هر لحظه امکان داره منو ببلعه.
شاید اشتباه باشه ولی درخت کج ریشش کج بوده
منم از ریشه اشتباه بودم







پ،ن:اولین پست مربوط به رمانم
پ.ن:دوستان من هنوز اسمی واسه رمانم انتخاب نکردم،اگه یه اسم خاص و خوب به ذهنتون رسید بهم بگید،البته لطفا
پ.ن:مرسی خیلی:)))
Enter

نظرات  (۷)

خوب نوشتی!! لایک

هر پست همین اندازه باشه خوبه !!!!


شب زنده داران!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
ممنون☺️
بله در همین حدود منتشر میکنم


چقدر زیبا بود
حسم برا خوندنش بیشتر شد
پاسخ:
خوشحالم خوشتون اومد:)))
امیدوارم تا اخرشم خوشتون بیاد🙂
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۲ سایت تفریحی چفچفک
لایک
پاسخ:
:)))
چه کم بود
اسمشو میتونی بزاری...مسیر خوشبختی
راستی پایان خوشه؟
پاسخ:
خلاصش کمه
البته دوستان گفتن کمتر باشه راحتر میخونن:)
عالی بود...
فک نکنم الان وقت خوبی برای انتخاب اسم باشه یا حداقل باید خودتون اسم بذارید روش چون شما تا تهشو میدونی!
پاسخ:
ممنون:))))
بله،ولی اخه خودم اسم چندان خوبی به ذهنم نمیرسه:(
مشتاقانه منتظر ادامشم:)
پاسخ:
چه عالی:)))
حتمن ادامشو میزارم:)
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۱۱ منصوره 🌹🌹🌹
از خلاصه اش معلومه که رمانش محشره 😊
پاسخ:
ممنونمممممممم🙂🙂🙂🙂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">