Eight hours later

Eight hours later

سلامی بر همگی:)
من Enter هستم:)
به وبلاگ من خوش اومدین!
به طور دقیق نمیدونم مطلبای اینجا چه موضوع خاصی داره
فقط میتونم بگم خودتون بخونینش دیگه:/
قربون شما:)))))

بایگانی
آخرین نظرات

دستمو دور بازو هام حلقه کردم و از فرط تنهایی خودمو به اغوش کشیدم،شاید دردامو تسکین بده این بغل خودمانی!

صدای پاهایی سکوتم را شکست

سکوت عمیق قلبم را

او 

فقط او بود که قدرتش را داشت.


منتظر بودم یه روزی بیاد پیشم برای عذرخواهی

البته خواسته پنهونم غیر قابل اجرایی بود

چون اون دیگه نبود

بیخیال ماجرا شدم

به گنجشکی نگاه کردم که صدای قشنگش رو بدون هیچ چشم داشتی خرج میکرد و من ازش به خاطره این محبت تشکر میکنم.

مرسی گنجشگک مهربون!

لبخندی زدم و اروم از جام پاشدم 

در تراس رو باز کردم که بوی عود به مشامم خورد

بوی بدی میداد

منو یاد یه خاطره یخی مینداخت.

کلافه بودم که کلافه تر هم شدم،روی تخت دراز کشیدم و سعی کردم البوم قدیمی و خاک گرفته مغزمو باز نکنم

چشمامو بستم و خابیدم.

****










 پارت اول رمان

پ.ن:هنوز کل ماجرا مشخص نیست

پ.ن:شاید ازین پارت خوشتون نیاد ولی از پارت بعدی جریانش بهتر میشه

پ.ن:مرسی که وقت میزارید:)

Enter

نظرات  (۹)

جالب بود !!!!ادامه بدید !!قلم خوبی دارید!!!!!!!!!
پاسخ:
مرسی:-]]
امیدوارم تو مسیری که شروع کردید موفق باشید!!!!!!!!!!!
پاسخ:
مچکرم^__^
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۱۷ سایت تفریحی چفچفک
جالب بود
پاسخ:
:)
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۹ سیّد محمّد جعاوله
پست جالب و خوبی بود.
پاسخ:
مرسی:)
خیلیم عالی
پاسخ:
ممنونممممم:))))))))))))))
نه خوب بود...
خوشمان آمد:)
ادامه بدید.
پاسخ:
با تشکر
خداروشکر خوشتون اومد:)
حتما:))
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۴۱ منصوره 🌹🌹🌹
:))))
منتظر ادامه اش هستم 
پاسخ:
مرسی:))))))
واقعا زیبا بود.. منتظر ادامه هستیم!
پاسخ:
به زودی ادامه رو میزارم:)
ممنون:]
ادامه بده!
این کد رو هم بردار دیگه
پاسخ:
چشم:)
کد چی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">