Eight hours later

Eight hours later

سلامی بر همگی:)
من Enter هستم:)
به وبلاگ من خوش اومدین!
به طور دقیق نمیدونم مطلبای اینجا چه موضوع خاصی داره
فقط میتونم بگم خودتون بخونینش دیگه:/
قربون شما:)))))

بایگانی
آخرین نظرات

خوابم نمیومد ،کاری هم نداشتم برای انجام دادن

به تراس رفتم تا هوای جدیدی به مغزه کهنه خاطرم بخوره

هوا خنک و لطیف بود

خودمو مچاله کردم ،گوشه ی تراس نشستم

به ساختمون روبه رویی نگاه کردم

بیشتر چراغ هاش خاموش بود اما یکیش روشن شد

در تراسشون باز شد یه مرد اومد بیرون

از چهرش چیزی متوجه نشدم اما قد بلند بودنش تو ذوق میزد

قد بلند؟!

قد بلند بودن مختص به اون بود نه کسه دیگه.

ابروهام گره خوردن و به قول مهتاب ،دوستمو میگم،کشتی هام غرق شد

پورخندی لبامو وادار به حرکت کرد 

مگه کشتی هم واسم مونده!؟

مرد متوجهم شده بود

مگه مهم بود نگاه مرد غریبه ای؟

من تشنه نگاه او بودم

مرد به داخل خانه رفت و من به اسمون بی ستاره خیره شدم

چشم هایم جذب بود به یک نقطه 

انگار اسمون امشب اهن ربا داشت و من مثه یک تکه میخ جذب به ان بودم

نگاه میکردم با هر پلک زدن البوم خاک خورده رو ورق میزدم 

هر خاطره حکم تاریکی قلبم را مهر میزد

به یکی از ان فراموش نشدنیها رسیدم

تولد مادرم بود،از چند هفته قبل درگیر مراسمی بودم که برای مادرم چیده بودم

بالاخره روز موعود رسید ،همه حاضر در باغ کوچک پدرم بودند،با اون پیرهن صورتی مثله یک عروسک کوکی شده بودم و مادرم با ان پیرهن سفیدش مثل یک فرشته 

او هم بود همپایم بود،مهربانم بود،ارامشم بود

چقدر ان شب با حرف های ارومش ،خوبم کرد

از خاطراتم بیرون امدم و ان البوم خاک گرفته را بستم.

تا کی باید قفل بشم به این زندان ؟

زندان که فقط نباید میله باشد و سرباز باشد و یک پرونده پر از جرم

زندان هم میشود یک اتاق باشد،یک مغز پر از خاطره باشد،یک درد باشد...










  پ.ن:قسمت چهارم رمان:)

پ.ن:اسم انتخابیم واسه رمانم شد(صورت سنگی)

پ.ن:در ادامه متوجه دلیل این اسم میشید:))

پ.ن:امیدوارم دوست داشته باشید:]]]]]]

Enter

نظرات  (۵)

سپاس !!چه قلم خوب و رانی دارید!!!


زندان هم میشود یک اتاق باشد،یک مغز پر از خاطرهباشد،یک درد باشد...

قشنگ بود!!
پاسخ:
ممنونم:))
شما لطف دارین:]

جمله اخر واقعا قشنگ بود
داره بهتر تر میشه!
پاسخ:
بله،مرسی:)
بهترم میشه(:
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۳۰ علیـ ــر ضــا
خیلی قشنگ بود 🙂 
پاسخ:
ممنونم(:
دوس داریم:)
موفق باشید...
پاسخ:
:))))
و همچنین شما:-]
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۴ منصوره 🌹🌹🌹
حرفاش دردناک بود :(
پاسخ:
بله :(((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">