Eight hours later

Eight hours later

سلامی بر همگی:)
من Enter هستم:)
به وبلاگ من خوش اومدین!
به طور دقیق نمیدونم مطلبای اینجا چه موضوع خاصی داره
فقط میتونم بگم خودتون بخونینش دیگه:/
قربون شما:)))))

بایگانی
آخرین نظرات

<< به نام خدای افریننده

روزها میگذرند و من هر لحظه یقین می اورم که این دختر جانشین من است

دیروز نامش را فهمیدم

ساغر

داتا او را ساغر جانم صدا میزند

پسوندی که به هیچ عنوان کنار اسم من نیاورد

ناراحت نیستم

داتا لیاقت ندارد

لیاقت ساغر هم ندارد،من زنم میدانم ساغر چه نگاهی به او دارد

جنسش لطیف است،عمق چشم هایش مهربانیست

ولی با من رفتاری تلخ دارد

به هر حال هر دو هَووی هم هستیم

کاش کودکی در میان نبود و من...

نه خدایا من را از بابت ناسپاسی که کردم ببخش

این کودک نجات دهنده ام است

دیروز سکینه خانم قابله آبادی به سراغم امد 

و از حالت شکمم خبر داد که کودکم پسر است

برایم فرقی ندارد

چه پسر باشد چه دختر

مهم این است که سلامت باشد


پایان

١٣٤٤>>

ساغر؟

ساغر کیه؟

اگه مادرم همون دختر باشه چی؟

با دستام سرمو گرفتم

-وای خدایا،همچی قاطی شده

میخاستم صفحه بعدیو بخونم که زنگ تلفن بلند شد

با کلافگی به سمت تلفن قدم برداشتم

شماره ی کیان بود

-بله؟

+شهنام اومد؟

-نه

+خدافظ

-خدافظ

تماس رو قطع کرد

-دیوونس

از اون دفتر میترسیدم

ترجیح دادم دیگه سراغش نرم

یه دوش آب گرم حالمو خوب میکرد

لباسامو از تنم کندم و وارد حمام شدم

درجه اب رو روی داغ تنظیم کردم و زیر دوش ایستادم

ارامش گرفتم و فکر کردم

شاید کیان این کتابو از جایی پیدا کرده!پس چرا مشخصات اون دختر شبیه مادرم بود؟!

/چه حرف مضحکی! خیلی از ادما شبیه به همن/

نمیدونم

شاید وجدانم راست میگفت

من نباید شک کنم راجب هیچ کسی

بهتره ،دیگه سراغ اون کتاب نرم ،من کلی کار دارم

از حمام بیرون اومدم و سعی کردم با نهایت سرعت به هدیه دختر خالم زنگ بزنم








   پ.ن:قسمت نهم رمان:)

پ.ن:🙂

Enter

نظرات  (۵)

قسمت به قسمت ادمو بیشتر جذب خودش میکنه رمان ...
جالب بود و بنظرم هنوز هم جالب تر بشه
پاسخ:
چه عالی:))))))
خوشحالم خوشتون اومده
بله هنوز کلی اتفاق ها مونده:)
سلام!!

خوب بود!!! مدتی گذشته بود !! گذاشتی!!!
موفق باشی!!!
پاسخ:
سلام:)

ممنونم:)
گفتم دهه اول محرم نزارم:)
مرسی:]
۱۰ مهر ۹۶ ، ۲۰:۱۸ منصوره 🌹🌹🌹
:)
پاسخ:
:]]]]]]]
یه مدت وقت نکردم بخونم کلا داستانو یادم رفته بود نشستم از قسمت اول خوندم...
خییییلیییییی داره جذاب میشه:)
موفق باشییییی:)
پاسخ:
خب خداروشکر تونستین بخونین:)
مرسیییییی:)))))
ممنونم و همچنین:]
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۵ علیـ ــر ضــا
بسیار زیبا
ادامه بده
پاسخ:
ممنون:)
چشم:-]

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">